شهریور ۰۶
در پست قبلی در مورد مردمی بحران زده که در قسمتهایی از آفریقا زندگی میکردند، بحثی کوتاه کردم و سپس وضعیت ایران و ایرانی را با مثلا کنیا و کنیایی مقایسه ایی خیلی کوتاه کردم. و این سوال را مطرح کردم که چرا ما با این همه استعداد نمی توانیم کاری در المپیک از پیش ببریم.
در این پست هم میخواهم یک بعد دیگر از زندگی در کنیا را مورد تردید قرار دهم! البته این را نمیگویم که در همه جای مثلا کنیا و یا آفریقا وضعیت اینگونه است ولی این را هم باید قبول کنیم که ایران خیلی متنوع تر و رنگارنگتر از کنیا و یا آفریقا است و این است که حرص من را در می آورد. منطق و عقل هم میگوید که ما باید خیلی بیشتر از اینها در المپیک موفق باشیم.

در تصویر بالا همانطور که مشاهده میکنید، یک کودک در حال رانندگی در یک ماشین غیر استاندارد در کنیا است. جالب اینکه ایشون از درون ماشین، چاردانگ هواسشان به عقب است. اگر توجه کنید زیر چشمی دارد به آینه بقل نگاه میکند(آینه بقل نامریی است - احتمالا توهم ِ رانندگی زده کودک و شما نمیبینید). من فکر میکنم که میخواهد بپیچد یا یک چیزی تو همین مایه ها که اینگونه فرمون را به این سمت گرفته است. از اشاره ی “انگشت اشاره ی”، فردی که رفته روی کاپوت ماشین هم میتوان همین نتیجه را گرفت. احتمالا با اشاره اش دارد میگوید: هِی، “تادپول”، هواست به بقل باشه.
آن دوستش هم در آنطرف در حال تشویق(با غمه ایی یا چیزی مثل آن) است. بقیه دوستانش هم چند متر آنطرف تر دارند انگاری فرار میکنند. نمیدانم اینطرف(یعنی پشت دوربین ما) چه چیزی دیده اند که اینگونه در حال متواری شدن هستند. بیچاره عکاس ما که نمیداند پشتش چه خبر است و دارد عکسهایش را میگیرد و احتمالا خنده ملیحی هم به حال راننده آن ماشین عجیب غریب میزند.
شکل و شمایل ماشین هم که خودش کلی ابتکار است. آدم را یاد فیلم ِ ضایع و تابلو و تهی ایی به نام “Ghost Rider” می اندازد یک هو.
نتیجه گیری اخلاقیش یعنی تفاوتهای ایران با جایی مثل کنیا، بماند به عهده خودتان.
اجتماع
شهریور ۰۳
همین الان که من قصد ملاحظه سایت را داشتم، به دلایلی نامعلوم سایت من و چند سایت هم خانواده بر روی شبکه نشان داده نمیشود که این در نوع خودش بسیار شگفت آور است. امیدوارم که این ابتکار تنها گریبان من را گرفته باشد!
از توضیح بیشتر معذورم!
خودمونی
شهریور ۰۳
مانند بقیه دوستان، خیلی حرفه ایی وردپرس و قسمتهای آن را دنبال نمیکنم. ولی وردپرس خیلی ساده و در عین حال خیلی کاربردی است. وردپرس سیستم مدیریت محتوای بازمتن است.
برخلاف بعضی دوستان که فکر میکنند خارج نشینی رابطه مستقیم با انتخاب وردپرس به عنوان انتخاب شایسته و اول دارد، من اینگونه فکر نمیکنم.
فکر میکنم که اگر وردپرس اینقدر محبوب شده، دلیل داره و نه اینکه چند سایت یا وبلاگ در بوق و کرنا کنند که آقا بدوید حراج کردم ما هم مینشینیم برایتان فارسیش میکنم.
اصلا اینطوری نیست. اجازه دهید بگویم که من چگونه با وردپرس آشنا شدم و چرا این را انتخاب کردم و چرا جوملا و یا موویبل تایپ را انتخاب نکردم.
جوملا که به کل یک سیستم مدیریت محتوی ضعیف از لحاظ امنیتی است. آخرین مشکل بسیار مهلک امنیتی که در این سیستم من به یاد دارم، در joomladate بود. یکی از کامپوننت های جوملا که به مهاجم اجازه حمله به پروفایل کاربر و دزدیدن پسورد کاربران را میداد. این حفره دو ماه پیش در سیستم جوملا توسط یک الجزایری کشف شد ولی هنوز هم که هنوزه مهاجمان زیادی دارند از این راه شهرت کسب میکنند و رنکینگ خودشون رو فرت و فرت میبرند بالا! این اکسپلویت را بر روی چند سایت که از این کامپوننت استفاده میکردند، امتحان کردم و نتیجه هم گرفتم.
به جز مسایل امنیتی که من را از جوملا نا امید کرد، از پنل مدیریتی و کلا طریقه مدیریت صفحات و … جوملا برای مدیریت محتوی خوشم نیومد. پس انداختمش تو سطل زباله(با پوزش از دوستانی که از این استفاده میکنند).
اما در موویبل تایپ…
من ابتدا و پیش از دو بسته دیگر یعنی جوملا و وردپرس، موویبل تایپ را انتخاب کردم. سیستمی با قدرت خوب و مدیریت آسان که خیلی هم جذاب و زیبا است. ولی زمانی که خواستم این بسته را روی localhost خودم نصب کنم با مشکل مواجه شدم. دلیل مشکل را هم که از دوستان جویا شدم، بهم گفتند که شما باید علاوه بر Xampp، Xampp Add-Ons را هم نصب کرده باشید. که این کار، یعنی دانلود Xampp Add-Ons، در آن زمان برای من مشکل بود. خیلی سعی کردم که این موویبل تایپ را نصب کنم بدون بسته الحاقی Xampp. ولی نشد که نشد.
بنابراین رفتم به سراغ وردپرس. وردپرس همان چیزی بود که من میخواستم، بسیار عالی و در عین شیک و پیک بودن خیلی هم ساده بود. به راحتی و حجمی کمتر از موویبل تایپ، آن را دانلود کرده و خیلی راحتتر نصبش کردم.
الان هم دیگر کاملا مجذوب این موجود شده و نمیتوانم آن را رها کنم. از لحاظ امنیتی هم در سطح قابل قبولی قرار دارد. آن مشکلات کمی هم که در وردپرس وجود دارد بیشتر مربوط به پلاگینها و یا ابزارکهایی میشود که کاربر از این ور و آن ور دانلود کرده و بر روی وردپرس نصب میکند مانند ۱ و خورده wassup
به هرحال این را میخواهم بگویم که اگر وردپرس اقبال عمومی پیدا کرده و محبوبیتش دو چندان تر از دیگر سیستمهاست دلیل دارد ولی دلیلش بازارگرمی نیست. چون هر جنسی هر چقدر هم بازارگرمیش خوب باشه وقتی چرت باشه و برسه به دست مشتری، مشتری بعد از کشیدن آبای تولید کننده جنس و بازارگرمانش، بسته را به سطل زباله می اندازد و دیگر هم نمیرود سراغش.
این را هم میگویم که وردپرس هم خالی از اشکال نیست همانطوری که موویبل تایپ هم مشکلاتی دارد.
سلیقه است و انتخاب کاربر که باید بپسندد. ولی خوب یک جنسی میبینی می آید به بازار و بیشتر به سلیقه ملت میخورد. مثل ۲۰۶!
کاربر
شهریور ۰۱
به علت مشکلاتی که در روز پنجشنبه یعنی ۳۱ مردادماه ۱۳۸۷ برای وبلاگ به وجود آمد، پوزش میطلبم و از همه دوستان و آشنایانی که در طول روز گذشته برای دسترسی به سایت با مشکل مواجه شدند، عذر میخواهم.
کاربر