کفشی که تاریخ ساز شد!

رییس جمهور آمریکا می گوید: هورا، هورا، هورا… دموکراسی. بعد می گوید: صدام بد است. عراق دموکراسی ندارد. ما آنجا می رویم که دموکراسی مستقر کنیم. ولی این را نمی گوید که: چه کسی عراق را به همراهی صدام مسلح کرد که برود دموکراسی را ۳۰ سال قبل در ایران مستقر کند. این را هم نمی گوید که اگر دموکراسی عراق بد بود پس چرا کمکش کرد؟

جنگ می شود، ۴ میلیون و اندی آواره می شوند. صدام دستگیر می شود و البته اعدام هم می شود. بوش می گوید: باید بمانیم تا دموکراسی را برقرار کنیم. بوش ۴ سال به همین شکل می پیچاند. دوره ی بعد هم خودش را کاندید می کند. جالب اینکه باز هم مردم آمریکا به او رای می دهند. باز هم می گوید: ما می رویم که دموکراسی را برقرار کنیم. ۴ سال را هم به همین صورت می پیچاند. آخرهای حکومتش آنقدر گند می زند که اقتصاد کشورش به هم می ریزد.
ولی بوش باز هم همان بوش ۸ سال قبل است. می رود به عراق. خداحافظی می خواهد کند از مردمی که به آنها دموکراسی هدیه کرده است. انتظار استقبال دارد. ولی نمی داند که معادله ی عراق خیلی معادله ی سنگین و پیچیده ایی است که از پسش بر بیاید. می رود به سالن کنفرانس ولی بعد از چند کلمه، همان عراقی ایی که دموکراسی را برایش ۸ سال به ارمغان آورده بود، لنگه کفش هایش را در آورده و پرتاب می کند به سمتش. بوش هم برای اینکه نشان دهد از چه استقامتی برخوردار است در دو مرتبه به شکلی کاملا مناسب جای خالی می دهد. آخرش بوش می خندد.
رسانه های دنیا پخشش می کنند. بعضی این خندیدن را نشانه ی دموکراسی ایی می دانند که قرار بود در عراق مستقر شود. بعضی ها هم از خبرنگار عراق به عنوان نماد مقاومت مردم عراق یاد می کنند. بعضی ها هم فقط چند بار فیلم را عقب جلو می کنند تا از رویش بازی سرگرم کننده ایی برای کار و کاسبی شان بسازند. البته بعضی ها هم هستند که برای ماندگار تر کردن این کفش در تاریخ، قیمت پایه ی ۱۰ میلیارد تومنی پیشنهاد کنند.
پستی مرتبط با این پست در بلاگ نیست
Related posts brought to you by Yet Another Related Posts Plugin.



پرتاب کفش از قبل طراحی شده بود
برای اینکه بگویند عراق امنیت ندارد